omomi

 


شراب

 

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

آراسته با شکل مهیبی سر و بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

یا خود زمی ناب کشی یک دو سه ساغر

تا آنکه بپوشم زهلاک تو نظر را

لرزید ازین بیم جوان برخود و جا داشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزند

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

لیکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد

"می" نوشم و با وی بکنم چاره شر را

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

ای کاش شود خشک ، بن تاک خداوند

زین مایه شر حظ کند نوع بشر را

 


  نوشته شده توسط kiarash در پنجشنبه 20 اسفند 1388 ساعت  10:43:36 PM

: نظر ها

ali
ali Age=28 Location=tehran

دمی پیر می فروش که ذکرش بخیر باد/گفتا:شراب نوش و غم دل ببر زیاد/گفتم:بباد می دهم باده نام ننگ/گفتا:قبول کن و سخن و هر چه باد باد

   جمعه 21 اسفند 138810:01:24 PM
http://www.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
ali ارسال پيام به

 

براي نظر گذاشن اینجا را کلیک کنید

 

 


: مطالب قبلي

شراب




sore asrar






 

: آمار وبلاگ

كل بازديد كننده ها : 40 نفر

دفعات نمايش وبلاگ : 49 بار

 

 

©2008 Gohardasht.com
Powered by MainSystem